معلم در نقش تسهیلگر

معلم در نقش تسهیلگر

ابتدا فضایی آموزشی را تصور کنید که معلم، ساعت‌ها خشک و جدی، تنها سخنران کلاس است و موضوع‌های درسی را به‌دوراز هیچ‌گونه خلاقیت و تنوعی در آموزش، تدریس می‌کند. برخی از دانش‌آموزان دچار استرس شده‌اند و برخی دیگر نیز خسته از آموزش یک‌نواخت به خوابی عمیق فرو رفته‌اند.

حال فضایی آموزشی را تصور کنید که معلم باتوجه به حالات و روحیات، نیازها و علاقه‌های دانش‌آموزان و شرایط زندگی که حال و آینده احتمالی آنها را شکل می‌دهد، تسلط خشک برنامه درسی رسمی را جبران می‌کند. به جای آنکه خود تنها سخن‌گوی کلاس باشد، دانش‌آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم کرده و هرگروه برای حل مسئله‌ای واحد راه‌حل متفاوتی پیدا کرده‌اند اما همه راه حل‌ها نیز صحیح است. هیچ دانش‌آموزی دچار استرس نشده‌است و صدای خروپفی هم از کلاس نمی‌آید.

به نظر شما فرایند یادگیری در کدام‌یک از فضاهای آموزشی مؤثرتراست؟ در کدام‌یک نیازهای معلم و دانش‌آموزان، هر دو پاسخ داده شده‌است؟ در‌کدام‌یک معلم نقش ناظم و مبصر را ایفا کرده‌است و در کدام‎یک نقش راهبر و مشاور؟ درکدام‌یک خلاقیت دانش‌آموزان بیش‌تر پرورش داده شده‌است؟

به نظر شما اگر کودکان و نوجوانان، همان‌طور که رشد می‌کنند، بتوانند علاقه‌‌های خود را دنبال کنند و موضوع‌ها، زمان‌ها و معلمان خود را انتخاب کنند و معلمان نیز آن‌چه را به نظر خود دانش‌آموزان مهم تلقی می‌شود به آنها بیاموزند- که همه‌ آنها می‌توانند به شیوه‌ای ماهرانه آنها را آموزش دهند – نیازهای جامعه به حد کافی برآورده نمی‌شود؟ مردمی خلاق‌تر، مستقل‌تر و پرشورتر از قبل نخواهیم داشت؟ جامعه در دوره‌ای به نسبت کوتاه، کارآمدتر و فهمیده‌تر نخواهد شد؟

در دنیای امروز، در نسل مدرسه‌های آینده و در شیوه آموزشی پروژه محور، معلم نقش یک راهبر و مشاور را دارد و یک تسهیلگر(Facilitator) است.

تعریف تسهیلگر

برای مفهوم تسهیلگر تعریف‌های زیادی وجود دارد. در اینجا چند تعریف که با نقش تسهیلگری معلم در ارتباط است را بیان می‌کنیم.

1.  بنابه تعریف میشل دویل(2007)، تسهیلگر فردی است که گروه یا سازمان را قادر می‌سازد تا فعالیت موثرتری داشته باشد، همکاری افزایش یافته و هم‌افزایی ایجاد شود. تسهیلگر طرف بی‌غرض قضیه است. بدین طرق که در طی جلسه جانب هیچ طرف خاصی را نمی‌گیرد یا روی یک نظر خاص پافشاری نمی‌کند و یا از یک نظر خاص حمایت نمی‌کند تا بتواند از طریق فرایندی عادلانه، آزاد و جامع انجام فعالیت‌های گروه را حمایت کند.

2. سام کانِر در سال 1996در تعریف تسهیلگر گفته‌است:«شغل تسهیلگر این است که هر فردی را برای ایفای بهتر تفکر و عمل حمایت کند. برای این کار، تسهیلگر افراد را به مشارکت کامل، درک دوطرفه و سهیم شدن در وظایف تشویق می‌کند. از طریق حمایت هر فرد برای اعمال بهترین تفکر، تسهیلگر اعضای گروه را قادر می‌سازد تا برای یافتن راه‌کارهای جامع و ایجاد توافق‌های پایدار تلاش کنند.»

3.  استراوس در سال  2002 تسهیلگر را راهنمای فرایند دانسته‌است. بنابه به تعریف او، تسهیلگر نقش اساسی در ارزیابی و شرکت در بحث‌ها ندارد. در خدمت گروه است و نه رهبر گروه و اطمینان حاصل می‌کند که گروه اهدافش را دنبال می‌کند. او این کار را از طریق پیشنهاد در فرایند کار و اجرای قواعدی که مورد تأیید گروه است انجام می‌دهد. مواظب است که بحث به حاشیه کشیده نشود، از اعضای گروه در مقابل حمله به یکدیگر حفاظت می‌کند و مطمئن می‌شود که کلیه اعضای گروه در فرایند مشارکت دارند.

4.  بنا به تعریف راش(2013)تسهیلگر به عنوان رهبری بی‎طرف نسبت به محتوای وظیفه در دست اجرا است که یک گروه از افراد غیرمنسجم را به صورت تیمی هماهنگ شکل می‌دهد و از طریق حمایت کردن از اجماع گروهی در طی فرایند به گروه کمک می‌کند که وظایفش را به انجام برساند. تسهیلگر مسئول شرایط چنین فضایی است.

5.  تایلی(1992) معتقد است که یادگیری فرایندی پیچیده است که از متغیرهای زیادی تأثیر می‌پذیرد و در عین حال فعالیتی فردی نیست بلکه فرایندی است که در متن کلاس درس، مدرسه و جامعه اتفاق می‌افتد. معلم، به عنوان یکی از متغیرهای کلاس، وظیفه دارد در نقش یک «واسطه» میان متغیرهای بیرون از کلاس و دانش آموزان، فرایند یادگیری در دانش‌آموزان را تسهیل کند.

بنابراین باتوجه به این تعریف‌ها تسهیلگری یعنی «برانگیختن آگاهی دانش‌آموزان».

معلم تسهیلگر

معلم در نقش تسهیلگری خود، رشد دانش‌آموزان را مورد توجه و حمایت قرار می‌دهد و اولویت او دانش‌آموزان است و تسلط بر دانش موضوع درسی را در فهرست شاخص‌های برتر پیامدهای تربیتی قرار نمی‌دهد. به عبارت دیگر معلم به عنوان تسهیلگر برای دانش موضوع درسی اهمیت قائل است ولی این اهمیت، کمتر به خاطر موضوع درسی بوده، بیش‌تر به منظور نقشی است که در رشد دانش‌آموزان ایفا می‌کند.

دانش‌آموزان معمولاً با در اختیار داشتن میزان زیادی از دانش و درک وارد مدرسه می‌شوند. البته ممکن است این دانش شبیه دانش موجود برنامه‌ درسی رسمی مدرسه نباشد، اما از آنجا که برآمده از تجربه‌های زندگی است، برای کودکان بسیار واقعی و برای جوانان به‌منظور داشتن عملکرد مثبت در خانه، جامعه محلی و فرهنگ همسالان حیاتی است.

یکی از وظایف کلیدی معلم به عنوان تسهیلگر آن است که دنیایی را که کودک به مدرسه می‌آورد با دنیایی که مدرسه درصدد است مقابل کودک بگشاید، درآمیزد. به‌منظور تحقق تلفیق این دو جهان، معلم تسهیلگر توجه ویژه‌ای به سرگذشت (پیشینه)، تجریه‌ها، نیازها، خواسته‌ها، نگرانی‌ها، علاقه‌ها و نقاط ضعف و قوت دانش‌آموزانش نشان می‌دهد.

بنابراین شناخت از تک‌تک دانش‌آموزان برای تسهیلگر موضوعی اساسی است. ارتباط و هدف‌ها اهمیت چشمگیری دارند، اما هر دو این‌ها به شدت به شناخت دانش‌آموزان به عنوان یک شخص محدود شده‌اند.

این دیدگاه نه‌تنها علاقه و دغدغه‌ معلم را به زندگی دانش‌آموزان نشان می‌دهد، بلکه چگونگی واردشدن تجربه‌های زندگی دانش‌آموزان به موضوع‌های آموزشی را نیز نشان می‌دهد. تسهیل نه‌تنها مستلزم آگاهی ساده از پیشینه‌ فردی تک‌تک دانش‌آموزان است، بلکه یاری‌گر معلم در استفاده از دانش و فهمی است که دانش‌آموزان با خود به مدرسه آورده‌اند. بخشی از آنچه معنایش احترام به دانش‌آموز به عنوان یک فرد است، احترام به چیزهایی است که دانش‌آموزان معمولاً پیرامون دنیایی که زندگی روزمره‌ آن‌ها را شکل داده آموخته‌اند.

بنابراین معلم در نقش تسهیلگر، کسی نیست که دانش و مهارت را به دانش‌آموزان منتقل می‌کند، بلکه کسی است که به آنها کمک می‌کند تا دانش و مهارت خود را کسب کنند. معلم در نقش راهنما و تسهیل‌کننده، باید یک شخص واقعی در ارتباط با دانش‌آموزانش باشد. او می‌تواند پرشور باشد، می‌تواند کم‌حوصله باشد، می‌تواند به دانش‌آموزانش علاقه‌مند باشد، می‌تواند حساس و دلسوز باشد؛ زیرا او پذیرفته است که نیازی نیست این احساساتش به دانش‌آموزان تحمیل شود.

گام‌های تسهیلگری

همان‌طور که بیان کردیم، معلم و دانش‌آموزان مجموعه‌ای از نیازها و ویژگی‌های جسمی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی خود را سر کلاس می‌آورند. اینها بر چگونگی تعامل معلم و دانش‌آموزان با یکدیگر و به تبع آن بر فرایند یادگیری تأثیر می گذارند.معلم هرچه بیش‌تر بتواند درباره خودش، نیازهایش، فلسفه‌ای که در مورد آموزش دارد و ویژگی‌های دانش‌آموزانش بیاموزد، بهتر می‌تواند فرایند یادگیری دانش‌آموزان را تسهیل کند. این بخشی از نقش فراگیری معلم
است و این فراگیری، او را در ایفای نقش تسهیلگری یاری می‌کند.

 حال برای این که معلم یادگیری دانش‌آموزان را تسهیل کند چند اتفاق باید بیفتد. قدم‌هایی که معلم باید برای تسهیل فرایند یادگیری بردارد، عبارت‌اند از:

  1. ارزیابی دانش‌آموزان
  2. برنامه‌ریزی برای یادگیری
  3. اجرای برنامه
  4. ارزیابی فرایند

1. ارزیابی دانش‌آموزان

ارزیابی دانش‌آموزان به عنوان یکی از وجوه تسهیلگری در چند حوزه انجام می‌شود و هم‌گام با  ارتباطی که میان
معلم و دانش آموزان شکل می‌گیرد، بسط می‌یابد. می‌توان این قدم را به عنوان «شناخت» دانش‌آموزان معنا کرد.
«تمایل به یادگیری» و «توانایی یادگیری» کلید ایجاد فرصت‌های یادگیری است؛ فرصت‌هایی که دانش‌آموزان را
با موضوع درگیر می‌کند و آنها را رشد می دهد. در این مرحله این دو، باید مورد ازریابی قرار گیرند.

«تمایل به یادگیری» به ارزش‌های دانش‌آموزان و احساسات آنها نسبت به فرایند یادگیری در مدرسه مرتبط است.
«توانایی یادگیری» هر دانش آموز به درک او از تکالیف معین و مهارت در انجام آنها اشاره دارد.

بخشی از ارزیابی نظام ارزشی دانش‌آموز، شناختن چیزهایی است که برای او مهم و جالب است. پیدا کردن آنچه
برای دانش آموز جالب است یا برای او اهمیت دارد به ما کمک می‌کند که بفهمیم دانش‌آموز چرا و چطور در
فرایند یادگیری درگیر می‌شود. علاوه بر این، دانش‌آموزان نسبت به خود و فرایند یادگیری احساس‌ها و باورهایی
دارند. این احساس‌ها و باورها با اعتمادبه‌نفس آنها، تمایل آنها به خطر کردن و در پیش‌گرفتن روش‌های
امتحان‌نشده، عقیده‌شان نسبت به یادگیری و اینکه نسبت به خودشان به عنوان یک یادگیرنده چه نظری دارند،
ارتباط دارد. کمبرن (۱۹۸۹) می گوید تا وقتی سه شرط زیر تأمین نشود، دانش‌آموز با روند آموزش ارتباط برقرار
نخواهد کرد:

  1. دانش‌آموزان به‌طور بالقوه بتوانند یاد بگیرند.
  2. یادگیری به نحوی هدف آنها از زندگی را پیش ببرد و ترقی دهد.
  3. دانش‌آموزان این امکان را داشته باشند که در ارتباط با آنچه می‌آموزند دست به کارهایی بزنند که احتمال
    ناموفق بودن یا بی‌نتیجه ماندن آنها وجود دارد و بتوانند سختی‌های این مخاطره را به لحاظ عاطفی تحمل
    کنند.

باورهای دانش‌آموزان درباره ماهیت آموزش و یادگیری تحت تأثیر باورهای معلم است؛ در مقابل معلم نیز از
باورهای دانش آموزان در این زمینه تأثیر می پذیرد. بنابراین معلم باید انتظارات و تمایل‌های دانش‌آموزان را درک
کند و هم پای آن به آنچه خود از دانش آموزن انتظار دارد توجه داشته باشد.

معلم، علاوه بر ارزیابی تمایل دانش‌آموزان به یادگیری، باید توانایی دانش‌آموزان در فراگیری اطلاعاتی که قصد
دارد در کلاس ارائه دهد، ارزیابی کند. به این ترتیب، فرایند یادگیری و مهارت‌هایی که در این فرایند دخیل است
درک می‌شوند. چیزی شبیه به تعیین جایگاه دانش‌آموز بر مبنای معیارهای گوناگون است- چه در حوزه‌های اصلی
یادگیری (مانند ریاضی، علوم، فناوری، و غیره) و چه در حوزه‌های حاشیه‌ای آموزش (مانند ادراک، عاطفی-
اجتماعی، روان سنجی، زیبایی شناختی، و …).

2. برنامه‌ریزی برای یادگیری

پس از ارزیابی دانش‌آموزان، معلم برای طراحی فرصت‌های یادگیری متناسب با نیازها و علائق دانش‌آموزان در
موقعیت مناسب‌تری قرار می‌گیرد، بنابراین مجال یادگیری را بهبود می‌بخشد. تعیین بازدهی یادگیری بخشی از
فرایند برنامه‌ریزی است. معلم بازدهی یادگیری را به عنوان نتیجه فعل و انفعال میان محتوای مواد آموزشی
(کتاب‌ها،جزوه‌ها و مقاله‌ها و… که در کلاس درس ارائه می‌شود)، نظریه‌های شخصی خود درباره آموزش و
یادگیری و ارزیابی خود از نیازهای دانش‌آموزان مشخص می‌کند. وقتی نتایج یادگیری تعیین شد، معلم رئوس
کلی مطالب و تک تک درس‌ها را برنامه‌ریزی می‌کند. بنابراین برنامه‌ریزی جوانب بسیار دارد که موارد زیر را شامل
می شود:

فلسفه‌ای را که اهداف مورد نظر و بازدهی یادگیری مواد درسی بر مبنای آن شکل گرفته است، درک کنید.
کمیس، کول، و ساگت (1983) سه گرایش را برای برنامه آموزشی ارائه می‌دهند: فنی- حرفه‌ای ‌/نئوکلاسیک،
لیبرال/پیشرو و اجتماعی-انتقادی. این گرایش‌ها به رویکردهایی در خصوص موضوعات حساس و مهم
آموزشی نظیر دانش، بازدهی مطلوب، آموزش، یادگیری، ارزیابی، نقش اجتماع و مانند آن شکل می‌دهند. هم‌چنین،
این گرایش‌ها فرضیه‌هایی درباره ماهیت آموزش و یادگیری را در بر می‌گیرند. نقش معلم به عنوان تسهیلگر و
رویکرد ساختارگرایانه نسبت به یادگیری با گرایش روشنگرانه/پیشرو برنامه آموزشی سازگاری دارند. جزئی از
نقش معلم به عنوان همکار و شریک اجتماعی در آنچه در مواد آموزشی گنجانده می‌شود، نقش دارد.
فلسفه نهفته در منابع یک دوره آموزشی با نگرش معلم نسبت به آموزش و یادگیری ارتباط متقابل دارد. معلم
می‌تواند در کلاس درس به متغیرهایی پاسخ دهد که نسبت به متغیرهایی که در طراحی محتوای آموزشی
متفاوت است. (لاندگرن، ۱۹۸۳؛ تایلی، ۱۹۹۲ ). تعامل میان نگرش معلم و رویکرد برنامه
اولویت داشته، کاملاًآموزشی روی آنچه در عمل در کلاس تدریس می‌شود تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ممکن است که برنامه اولیه یک کلاس حاوی جهت‌گیری فنی- حرفه‌ای/نئوکلاسیک باشد، در صورتی که معلم به نظریه‌های
اجتماعی-انتقادی گرایش دارد. معلم به عنوان یک هم‌کلاسی با دانش آموزان کار می‌کند تا مسائل مهم اجتماعی
مانند ماهیت «کار» را به نقد بکشد، در حالی که مهارت‌های مرتبط با «کار» را به دانش‌آموزان یاد می‌دهد.
معلم‌ها «نگرش‌هایی شخصی» را درباره ماهیت آموزش و یادگیری خلق می‌کنند. این «نگرش‌های شخصی» ممکن
است بر اساس نظریه‌های آزموده و اثبات شده و قطعی و مبتنی بر پژوهش شکل بگیرد یا بر اساس تجربه شخصی
معلم بنا شود. معلمان باید روی نگرش‌های شخصی خود دقیق شوند و آنها را بشناسند، زیرا این نگرش‌ها بر روش
تدریس آنها تأثیر می گذارد. (تایلی ۱۹۹۲).

فرصت یادگیری برای دانش‌آموزان ایجاد کنید. برای فراهم‌آوردن این فرصت باید مواد درسی، نگرش‌های
شخصی معلم در باب آموزش و یادگیری، علاقه دانش‌آموزان، سبک یادگیری مورد پسند دانش‌آموزان، ادراک و مهارت‌های آنها را مورد توجه قرار داد. در این حوزه است که معلم در نقش تسهیلگر می‌تواند فرصت‌هایی برای یادگیری در اختیار دانش‌آموزان قرار دهد که با بهره‌گیری از علائق آنها به آنان انگیزه می‌دهد تا در فرصتی برای
یادگیری فراهم‌آمده مشارکت کند. هریسون (۱۹۹۸ الف و ب) الگویی را برای ایجاد موقعیت‌های یادگیری بهینه ارائه
کرده است. شرایط یادگیری بهینه از این قرار است:


تأیید خویشتن: یادگیرندگان خود را یادگیرنده‌هایی مؤثر می‌دانند و معلمان درباره این اثربخشی به آنان
بازخورد می دهند.


معنای شخصی: یادگیرندگان می‌توانند در جریان یادگیری معنایی شخصی بیابند یعنی جریان یادگیری را با
خود مربوط کنند.


یادگیری فعال: یادگیرندگان در جریان یادگیری فعال هستند، چه این فعالیت به صورت انجام کاری فیزیکی
باشد (در مورد یادگیرندگان عینی) و چه انجام دادن کاری ذهنی (در مورد یادگیرندگان انتزاعی).

مشارکت: یادگیرندگان می‌توانند در فرایند یادگیری با دیگران مشارکت کنند و یادگیری را تجربه‌ای تک نفره
نبینند.
توانمندسازی: یادگیرندگان می‌توانند فرایند یادگیری را شکل دهند و آنچه یاد گرفته می‌شود و جهت یادگیری
را تحت کنترل داشته باشند.

معلم وقتی فرصت‌های یادگیری و فرایند کلاس را شکل می‌دهد باید این عوامل را مدنظر داشته‌باشد. معلم باید
به این بخش از برنامه‌ریزی توجه کند تا اطمینان یابد روند کلاس و فضای عاطفی به یادگیری بهینه منجر می‌شود.
کلاس درس و جو کلی مدرسه باید دانش‌آموزان را تشویق کند دست به مخاطره بزنند و راه‌کارهای جدید را
بیازمایند. این مسئله تمایل دانش‌آموزان به مشارکت در فرایند یادگیری را تحت تأثیر قرار می دهد و این اثرگذاری
متقابل است. به این معنا که:

  1. یادگیرندگان به احساس امنیت نیاز دارند.
  2. تلاش‌های آنها برای حل مشکلات باید محترم شمرده شود.
  3. رویکردها و راهکارهای غیرمعمول یادگیرندگان باید تشویق شود.
  4. یادگیرندگان احساس اطمینان کنند که معلم می‌داند کجا برای آنان چالش ایجاد کند. به این معنا که فرایند
    آموزشی برای آنها زیاد سخت، بیش از حد آسان یا تکراری نباشد.
  5. یادگیرندگان روی مشکلات واقعی که به طور شخصی با آنها ارتباط دارد کار می‌کنند.
  6. یادگیرندگان روی مشکلات چالش برانگیزی کار می کنند که فرصت اندیشیدن خلاقانه را در اختیارشان
     می گذارد.

3. اجرای برنامه


اجرای طرح در برگیرنده دو مؤلفه است که از شیوه‌های گوناگون یادگیری تغذیه می‌شوند: مدیریت کلاس درس و
راهکارهای آموزش.

 جو عاطفی کلاس و کیفیت تعامل میان دانش آموزان و معلم دو مؤلفه دیگر اجرای طرح
در کلاس درس است.

4. ارزیابی فرایند

معلم در نقش تسهیلگر ارزیابی‌ها و اظهارنظرهای دانش‌آموزان را بازبینی می‌کند. در پایان هر جلسه کلاس، روند
یادگیری در همان کلاس ارزیابی می‌شود و معلم از ماحصل این ارزیابی برای بخش‌های بعدی آموزش در جلسات
بعد الهام می‌گیرد. فضای عاطفی به طور مداوم ارزیابی می‌شود تا کوچک‌ترین مشکل‌ها هم شناسایی و راه حلی
برای آنها در نظر گرفته شود.


فرآیند ارزیابی دانش‌آموزان، برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی فرایند را می‌توان گسترش داد تا مدرسه را دربربگیرد.
معلم به عنوان همکار با دیگر اعضای کادر آموزشی کار خواهد کرد تا برای ایجاد تغییراتی برنامه‌ریزی و آنها را
اجرا کند که از طریق آنها مدرسه نقش مؤثرتری در تسهیل یادگیری دانش‌آموزان ایفا کند.

 در کلامی مختصر، با توجه به نقش‌های متنوع معلم و نقش مهم تسهیلگری او در آموزش نوین، معلم تسهیلگر می‌کوشد وضعیتی فراهم آورد که دانش‌آموزان بتوانند از طریق آن از فرصت‌های یادگیری استفاده کنند، در آن مشارکت کنند و ادراک و مهارت‌های خود را شکل دهند. این نقش با نقش‌های معلم به عنوان یادگیرنده، همکار و شریک اجتماعی تعامل دارد.

معلم در نقش تسهیلگر - chart 1 782x1024 - معلم در نقش تسهیلگر

برگرفته از مطالب:

1.  وب‎سایت انجمن تسهیلگران ایران

http://iranfacil.com/facilitator-definition/

2. وبلاگ کلاس چندپایه

http://chandpayeh55.blogfa.com/post/59/معلم-تسهیلگر